تبليغاتX
قبله گاه عشق

دیگه ازت خسته شدم، جدی میگم بهم نخند

راه باز و جاده دراز، رفتی برو درم ببند

یه وقت خیالاتی نشی بگی برم اون می شکنه

روزی که از اینجا بری روز عروسی منه

یادت میاد هزار دفعه بدون من رفتی سفر

یه لطفی کن بازم برو، این دفعه اما بی خبر

این دفعه اما برنگرد، بگو بگن که نیست شدی

تو که دروغ خوب بلدی، تو این یکی که بیست شدی

ببین عزیز من این زندگی، با تو نداره اعتبار

دیگه می خوام پیاده شم، یه لطفی کن بزن کنار

 

Respina

منظورم خطاب به هیچ شخص خاصی نیست

(صرفا در جهت جبران بلایی که چرخ گردون به سرم آورده نوشتم)

+ نوشته شده توسط آبی در و ساعت 11:32 |

آدمك آخر دنياست، بخند

آدمك مرگ همين جاست، بخند

دستخطي كه تورا عاشق كرد

  شوخي كاغذي ماست، بخند

آدمك خر نشوي گريه كني

     كل دنيا سراب است، بخند

آن خدايي كه بزرگش خواندي  

  به خدا مثل تو تنهاست، بخند

 

پیوست ۱:

                هجرت سرابي بود و بس

خوابي كه تعبيري نداشت

                آن كس كه روزي يار بود

     اينجا مرا تنها گذاشت


+ نوشته شده توسط آبی در و ساعت 15:9 |

body>