تبليغاتX
قبله گاه عشق - تلخ ترین حادثه

دیگه ازت خسته شدم، جدی میگم بهم نخند

راه باز و جاده دراز، رفتی برو درم ببند

یه وقت خیالاتی نشی بگی برم اون می شکنه

روزی که از اینجا بری روز عروسی منه

یادت میاد هزار دفعه بدون من رفتی سفر

یه لطفی کن بازم برو، این دفعه اما بی خبر

این دفعه اما برنگرد، بگو بگن که نیست شدی

تو که دروغ خوب بلدی، تو این یکی که بیست شدی

ببین عزیز من این زندگی، با تو نداره اعتبار

دیگه می خوام پیاده شم، یه لطفی کن بزن کنار

 

Respina

منظورم خطاب به هیچ شخص خاصی نیست

(صرفا در جهت جبران بلایی که چرخ گردون به سرم آورده نوشتم)

+ نوشته شده توسط آبی در و ساعت 11:32 |

body>